ظلم بالسویه عدل است !

مفاهیمی در فرهنگ ما  وجود دارد که اعتقاد به آن ها باعث تداوم دایره و چرخه بسته استبداد دینی و پسرفت یا درجا زدن اجتماعی-شخصی مردمان جامعه ما می گردد :

یکی از این موارد باور عمومی مردم ما در مورد عدل و انصاف می باشد .

یعنی برداشت و تلقی عمومی ما از عدل و انصاف نامتناسب و غلط است ،

این باور غلط و نادرست خودش را در گزاره های رایج فرهنگ و زبان مان نشان می دهد ، شاخص ترین آن ها این گزاره می باشد :

ظُلم بالسَّویه عَدل است .

گزاره های دیگری نیز پیرامون این مفهوم بسته به فرهنگ هر منطقه و هر زبان وجود دارد ، مانند :

در چهارشنبه بازار یکی 5 ریال گم می کند ، دیگری 5 ریال پیدا می کند .

عزای عمومی عروسی است .

آت کیمین دیر ؟ قویانون ، دوُن کیمین دیر : گینون  ( جامه از آن کسی است که آن را پوشیده و مرکب از آن کسی که بر آن سوار است ) .

….

سنجش حق و عدل بر اساس موقعیت فرد نسبت به دیگران .

یعنی اینکه چنان چه پیرامون فرد افراد بدبخت تری وجود داشته باشند ، احساس بدبختی نمی کند .

از خداوند فرافکنی در این زمینه نمونه ای :

ار چه من در نظر یار خاکسار شدم  ،  رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند .

جای شکرش باقی است که رقیب نیز برنده نیست ! ؟

Advertisements

تشخیص و قضاوت حکومتی

در زمینه تشخیص حق از باطل و حکم به قتل افراد ( بیگناه ) ، آن چنان که در جوامع استبدادی و عقب مانده ، مانند کشور ما مشاهده می گردد ، با دو نکته بسیار بدیهی و آشکار که به عمد مورد غفلت قرار می گیرند روبرو هستیم :

1- در این که حکم موضوعات چگونه است اختلاف اساسی موجود بوده و آن چه اقشار حاکم و بالادست امروزی به آن استناد و قطعیت می کنند معلوم نیست همان گونه باشد ، به طور مثال این که حکم مرتد یا منافق یا مخالف ولایت فقیه : مرگ ، اعدام ، قتل ، یا فلان … باشد مورد تردید اساسی می باشد .

2- در شناخت مصداق تردید اساسی و ریشه ای وجود دارد :

یعنی این که چنانچه حکم موضوع درست باشد مشخص نیست آیا شخص ، گروه یا افرادی که متهم به آن گردیده اند دقیقا مصداق همان اتهام باشند .

یعنی در این که فلان شخص محکوم به اعدSoheil-Arabi-Dadnameh-Saham-News1ام  مصداق مرتد ، منافق ، ساب النبی ، … باشد نیز ابهام اساسی وجود دارد .

 

Soheil-Arabi-Dadnameh-saham-news2

 

هفتاد و دو ملت

این همه آدم

اهالی هفتاد و ملت

به چه مشغول اند ؟

به چه دل خوش اند ؟

به  گمراهی یکدیگر  دل خوش اند ! .

خدا پرستی یا خداگونگی

شخصیت های پارانوئیدی که در انقلابات و تحولات اجتماعی بخاطر ویژگی های شخصیتی از قبیل :

مراقبت بیش از حد

عدم اطمینان و سوء ظن به دیگران

دقت و باریک بینی و موشکافی بیش از حد

….

ممکن است تا سطح رهبری انقلاب ها پیش بروند ، مانند بسیاری از شخصیت ها و رهبران بزرگ دنیا  ، در زمینه رابطه قلبی با خداوند بیشتر متمایل به خداگونگی و امتثال به خدا می باشند تا توسل و اتکای به خدا و خداپرستی .

رابطه اخلاق و دیانت

ادعای دسترسی و متدین بودن به دیانت عالمگیر ،

باور به ادیان و گزاره های محیرالعقول آن اکتسابی می باشد ،

نوعی یادگیری اجتماعی است ،

به هر حال ارتباط ذاتی و بی واسطه ای بین انسان و شارع ، پیامبر ، رسول و امام برقرار نیست .

بنابراین هر گونه اعتقاد یا بی اعتقادی به دین خاص ، ناشی از برداشت خود شخص می باشد .

ادعای متدین بودن به برترین و کامل ترین دین ، متضمن ادعای داشتن تشخیص برتر از دیگران ( که به آن دین ایمان نیاورده یا به ادیان دیگری ایمان دارند ) می باشد .

چنین ادعایی با توجه به روح حاکم بر اخلاق :  نوعی بی اخلاقی محسوب می گردد .

آن چه مانع دیدن این تناقض های آشکار توسط دینداران و دین خویان می گردد ، همانا دیوار بلند قداست است .

سیاست ما عین دیانت ماست !

مهدی خزعلی :

اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است

سانسور

سانسور : نوعی لجاجت بچگانه در برابر واقعیت است .
نپذیرفتن واقعیت ، تلاش برای تغییر واقعیت با پوشاندن آن ، نادیده گرفتن آن .
زندگی مملو از لحظات شرم آور و چندش آور است .
لحظاتی که وابستگی و حقیر بودن ما در برابر امیال به اصطلاح حیوانی را در برابر چشمان مان به نمایش می گذارد .
سانسور انکار این واقعیت هاست .
مشاهده زیبایی بجای لذت ممکن است شرمساری ناشی از وابستگی و تحسین را به همراه داشته باشد ، پوشاندن اجباری زیبایی های زنانه ، پوشاندن و مخفی نگاه داشتن این ضعف ها و وابستگی هاست .
حجاب بیش از آن که واقعیت آشکار بیرونی را بپوشاند ، راهی برای مخفی و انکار کردن ترس های درونی است .
برای مذهبِ مردسالار ، تاثیر زیبایی مردانه یوسف روی زنان ، گناه آلود و شرمسارانه نیست .
اما قرینه این داستان ، یعنی فریفته شدن مردان در برابر زیبایی زنانه ، که هر روز در عالم واقع تکرار می شود را سانسور کرده و به شدت با سنگسار و آتش دوزخ عقوبت می دهد ! ؟ .

ریاکاری

ریاکاری چیست ؟
آیا ، اساسا دین داری بدون ریاکاری امکان پذیر است ؟
آیا ریاکاری همان دین خویی است ؟
ریاکاری فرد چه آثار و عوارضی در زندگی اطرافیان و دیگران دارد ؟

آیا ریاکاری همان فرافکنی است ؟

نسبت و رابطه ریاکاری و فرافکنی چیست ؟

برائت نفس چیست ؟