درمان انتظار و انفعال بی پایان با خشونت

فرهنگ دینی ما :
اعتماد بنفس فرد را نابود می کند .
یکی از دلایل گرایش به شیعه اقتدار گرا بجای شیعه منفعل و منتظر و اسلام سیاسی خشونت زا  بجای اسلام معتدل : بدین خاطر است که نوعی اصلاح و مقابله با ( فقدان اعتماد بنفس و دنباله روی و گداپروری ) در آن موج می زند . .
اساسا خشونت باعث کاهش افسردگی و خمودگی می گردد .
بنابراین بعید نیست مردمی که در فرهنگ دنباله روی و خمودگی و انتظار بی حاصل و بی هوده به گل مانده اند برای نجات از این افسردگی و انفعال ، درمان درد اعصاری خود را در گرایش به خشونت ببینند  .
هر چند که این پروسه درمان اجتماعی منتهی به ظهور و تقویت فاشیسم گردد .

تشخیص و قضاوت حکومتی

در زمینه تشخیص حق از باطل و حکم به قتل افراد ( بیگناه ) ، آن چنان که در جوامع استبدادی و عقب مانده ، مانند کشور ما مشاهده می گردد ، با دو نکته بسیار بدیهی و آشکار که به عمد مورد غفلت قرار می گیرند روبرو هستیم :

1- در این که حکم موضوعات چگونه است اختلاف اساسی موجود بوده و آن چه اقشار حاکم و بالادست امروزی به آن استناد و قطعیت می کنند معلوم نیست همان گونه باشد ، به طور مثال این که حکم مرتد یا منافق یا مخالف ولایت فقیه : مرگ ، اعدام ، قتل ، یا فلان … باشد مورد تردید اساسی می باشد .

2- در شناخت مصداق تردید اساسی و ریشه ای وجود دارد :

یعنی این که چنانچه حکم موضوع درست باشد مشخص نیست آیا شخص ، گروه یا افرادی که متهم به آن گردیده اند دقیقا مصداق همان اتهام باشند .

یعنی در این که فلان شخص محکوم به اعدSoheil-Arabi-Dadnameh-Saham-News1ام  مصداق مرتد ، منافق ، ساب النبی ، … باشد نیز ابهام اساسی وجود دارد .

 

Soheil-Arabi-Dadnameh-saham-news2

 

کانون وبلاگ نویسان ایران، گروگانگیری و دزدیدن پدر یکی از وبلاگ نویسان توسط وزارت اطلاعات را محکوم می کند.

کانون وبلاگ نویسان ایران، گروگانگیری و دزدیدن پدر یکی از وبلاگ نویسان توسط وزارت اطلاعات را محکوم می کند..

سياست معاويه ، جامه علي (ع)

گـفـتـم :
مگر نه اين است كه راه و رسم  حسين (ع) را درييش  گرفتن ، به تنها ماندن در مقابل دشمن ، و روش علي گونه  نيز به شهادت  در محراب منتهي ميگردد ؟
از طرف ديگر درست است كه بظاهر هنوز مردم نسبت به اين رويدادها حساس هستند ولي عملا كسي قصد ندارد سرزمين و خانه خودش را كربلا كند يا به گونه اي بر پياده شدن عدالت پافشاري كند كه او را ترور كنند    ؟

  گـفـت :
بله ، مردم امروزه امامي (حاكمي) ميخواهند كه ضمن باور داشتن اين مفاهيم ، برايشان پيروزي به ارمغان بياورد ،   مردم ما به اندازه كافي امامي كه به قيمت تحمل شكست ظاهري و مادي از اصول خويش عقب ننشسته است ،  داشته اند  ، البته ما نيز ميدانيم كه تاكيد مردم بر اينكه حاكم اين صفات (امام گونه) را داشته باشد براي اين است كه اين گونه در راه خدمت به آنها جان فشاني كند نه اينكه آنها را وادار به جان فشاني كند !

گـفـتـم :
خوب پس تو (شما) از سياست هاي حضرت علي و امام حسين و امثال اينها كه نميتواني استفاده كني چون به هرحال به طور ظاهري هم كه شده نتيجه آنها شكست است ، و اگر بنا بود شكست بخوريد و اسطوره ديگري به فراوان اسطوره هاي موجود بيفزاييد چرا به خودتان و مردم زحمت و دردسر داديد و مسير انقلاب  را به اينجا كشانديد ؟

گـفـت :
ما از سياستي استفاده ميكنيم كه امتحان اش را پس داده و پيروز بوده است .

گـفـتـم :
اگر مردم بدانند كه شما از روشهاي غير اسلامي و غير مذهبي استفاده ميكنيد از شما روي گردان ميشوند و اين تصور كه اين رژيم اسلامي است ، خدشه دار ميشود ؟

گـفـت :
نه لزوما اين گونه نيست  كه سياستي اگر در گذشته منتج به پيروزي شده ، يا بشود ، غير اسلامي يا غير مذهبي باشد .

گـفـتـم :
اين چه سياستي است كه هم پيروزي مادي  ، و هم ظاهري اسلامي دارد ؟

گـفـت :  سياست جناب معاويه !

برهان لطف

یکی از مریدان ، شیخ  را پرسید :
چه لطف نهان  باشد خدای تعالی را مر بندگان در برهان لطف ، که  این لطف گر به ارسال حجت یا آیتی  بنموده بودی بسی شایسته تر بود ؟!

شیخ فرمود : ای ابله این نه لطفِ  خداوند است ،  بل لطفی است که من در حق تو بنموده ام تا آنجا که دربرابر خلق از احتجاج و استدلال باز مانی ، بدان درآویزی .

تحریم فعالانه انتخابات میبایست به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود!

Imageجامعه وبلاگنویسان سبز:دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم 98.2 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاههای تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور “حماسی” مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.

انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروههای سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.

ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری و تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد.  پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای است اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.

لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروههای سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.

همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله بگیرند و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش گرفته و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

اصلاح طلبی : واکنش ناخودآگاه یا مشی سیاسی دارای اصول ؟

اصلاح طلبی : واکنش یا مشی سیاسی ؟

-اصلاح طلبی تئوری سیاسی ، منش یا واکنش دفاعی ؟

اصلاح طلبی تداوم فرهنگ تقیه و ریا در جامعه مدرن ؟

-ماهیت واقعی اصلاح طلبی چیست ؟ :

برای بعضی سنگر است :

برای عده ای یک توقف گاه کوتاه مدت است

برای گروهی نقاب مناسبی است : تا زمانی که صحبت از تغییر رژیم  (یا حذف نهادهای غیر دموکراتیک)  تابو است و ساختارشکنی محسوب شده و معتقد به آن از کشتی نظام اخراج میگردد ، اصلاح طلبی و به پشتوانه آن عدم ورود به بحث تغییرات و اصلاحات اساسی مورد نیاز باعث میگردد فرد برای این عدم ورود جواز مناسبی داشته و خود را داخل در گردونه نظام احساس کند .

فردی که در شرایط کشور ما بخواهد فعالیت سیاسی کرده و در عین حال حق آب و گلش را نیز محفوظ بدارد و او را از پنجره به بیرون پرتاب نکنند ، ناگزیر است برای رفتار خودش توجیهی داشته باشد ، خودتان  را در حالتی که در برابر بازجوی امنیتی نشسته  و آن بازجو با دید یک

خائن به اصول انقلاب ، دین ، کشور ، رهبر و … به شما می نگرد و شما قصد دارد به او بقبولانید که نه تنها این گونه نیست بلکه از او نیز برای نظام دلسوزترید و درک سیاسی بالاتری داشته ، هدفتان  حفظ نظام است ! . آنها برانداز هستند و شما قصد اصلاح خرابکاری های آنها را دارید . البته موضوع نگران کننده در این مابین این است که چنانچه بازجو سناریو شما را پذیرفت و دلالت کرد که چون قصد حفظ نظام را دارید بهتر است اسامی دگراندیشان طرفدار انحلال نظام که در این حیص و بیص به خیال واهی به شما نزدیک شده اند را به آنها بدهید ، تا مانع براندازی نظام توسط آنها بشوند با مقدمه ای که برای خود ساخته ایم ناگزیر از ارائه پاسخ مثبت به وی هستیم  !؟

مسلما بهترین موضعی که در قبال بازجو ، خانواده ، ناراضیان ، معاندین ، اقتدارطلبان و غیره میتوانید اتخاذ کنید همین منش اصلاح طلبی است ، البته تا زمانی که شرایط به گونه ای نشده باشد که خودتان هم ناگزیر از اعتراف به اصلاح ناپذیری حکومت باشید ، البته در آن شرایط هم بهتر است دست از امید دادن به اصلاح طلبی برندارید ، حداقل فایده ای که دارد بدر بردن جان تان از این مهلکه است از طرف دیگر هر حرکتی به امیدی صورت میگیرد و روز پیروزی را این گونه برای خود تصور میکنید که به اطرافیان هشدار میدهید با وجود سرکوب شدید رودرروی قدرت طلبان ایستاده و اجازه ندادید  بیش از حد به مردم ظلم کنند اصــــــــــــــــلاح طلبی یک کنش سیاسی انتخاب شده نیست بیشتر واکنشی از سر اجبار و اضطرار البته  عقل مدارانه به شرایطی پر از تضاد و تناقض است که فرد به این ترتیب وجود و منافع خودش را در  آن شرایط حفظ مینماید.

برای روشن تر شدن مطلب تصور کنید شخصی را که با امواج انقلاب سرکار آمده و مدافع شخصیت و منافع طبقه حاکم جدید می باشد ، مسلم این است  که این شخص در خانه و مدرسه ودانشگاه با افراد هم عقیده خودش سروکار ندارد ، بطور مثال سایر همکلاسیانش در دانشگاه رهبران جدیدی که وی برای خودش برگزیده است را مرتجع ، آمریکایی یا انگلیسی می نامند فرد حزب اللهی مورد نظر  ما برای اینکه ناگزیر از همراهی و تایید دوستان وفاداری که تا دیروز با هم هدف واحدی را دنبال میکردند نباشد و از طرف دیگر قصد چشم پوشی از مقام و منصب اعطایی مرادش را نیز نداشته یا صرفا نمیخواهد از اعتقاد و احترامش به وی کاسته شود بنابراین به گونه ای  دغدغه فعلی اش را به همفکران منتقل میکند و با هم تصمیم میگیرند برای اینکه همه منجمله مرادشان را نیز در عمل انجام شده قرار دهند به سفارت آمریکا که بیشترین دخالت را در مسائل کشور داشته ، حمله کنند البته این کار را به نام مرادشان انجام  میدهند و او نیز مجبور به تایید و پشتیبانی از حرکت آنها میگردد حال همان شخص مثال قبلی  را در نظر بگیریم که خوشبختانه سالم از جنگ برگشته است و بعد از فارغ التحصیلی پستی در یکی از وزارتخانه ها به او مرحمت نموده اند ، از طرف دوستان هم دوره دانشکده با او تماس میگیرند که : بله ، رژیم ، فاشیست از کار درآمد و آنها  (دوستانش) مجبور به فرار از کشور شده یا تبعید شده اند ، شخص مورد نظر ما که اینک تا خرخره نیز مدیون مرادهایش گردیده (خانه ، پست ، مقام ، دختر فلان عالیجناب در منزلش و … ) هرچه مابین تئوریهایی که در دانشگاه خوانده میگردد چیزی برای دفاع از رفتار سردمداران نمی یابد فی البداهه می گوید  که او نیز برای  «اصلاح » کردن همین رفتارهای این نادان ها در کشور مانده و هدفی جز این ندارد که بتدریج آنها را با واقعیت آشنا ساخته یا  حداقل از شدت و حدت فاشیست با  نصایحی از قبیل تساهل و تسامح و غیره ) بکاهد ؛ و در غیر این صورت وی نیز به تبعید خودخواسته خواهد رفت !

و بدین گونه واژه اصلاح طلبی خلق میگردد و بتدریج اصولی  برایش برساخته (به قول آقای گنجی) میشود و جایگاهی در میان جریانهای موجود می یابد به مرور سایر کسانی که هم چون دوست مثال ما علاوه بر اعتقادات خرافی ناگزیر به زندگی مابین مردم متجدد و تسلیم واقعیتهای عینی بودن هستند به گرد این جریانی که بر اثر یک واکنش دفاعی ساده رخ داده بود جمع شده و دانشگاه رفته ها برای آن  مابین تئوریهای سیاسی جایگاهی یافته و حوزه دیده ها از دل تاریخ  اسلام و بیشمار احادیث و روایات موجود چند تایی را به این (یا این را به آن ها ! ) پیوند میزنند

جالب توجه اینکه هرکدام از این جریان خلق الساعه که از محدوده حاکمیت خارج میگردند و  قصد بازگشت به آن را نیز نداشته باشند ، این ایده را فراموش کرده و ابدا کلامی در باره آن دیگر به زبان نمی آورند . زیرا کارکرد آن صرفا در شرایطی بوده که فرد ناگزیر باشد  هم دنیای واقعی و هم دنیای اساطیری و صاحبان آن را را همزمان  برای خودش حفظ کند و خارج از این چارچوب معنایی ندارد !؟

بیانیه جامعه وبلاگ نویسان سبز در حمایت از اعتراضات مردم آذربایجان

جامعه وبلاگنویسان سبز:دریاچه ارومیه به عنوان یک سرمایه ملی محسوب می گردد که زندگی بخش قابل توجهی از هموطنان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به آن وابسته است. متاسفانه بی تدبیری های انجام شده در قبال صیانت از این گوهر گرانبها زمینه های نابودی آن را رقم زده است.

در این مقطع حساس که مردم آذربایجان تاب فروبستن چشمان خود را در برابر بی توجهی مسئولان نالایق کشور نداشته و برای جلوگیری از نابودی دریاچه ارومیه به نیابت از مردم ایرانزمین به پاخاسته اند، لزوم پشتیبانی دیگر هم میهنانمان از این حرکت و در حمایت از مردم آذربایجان، بیش از پیش به چشم می خورد.

اکنون زمان به رخ کشیدن اتحاد و همدلی ملی فرا رسیده است. درحالی که نگهبانان غیور دریاچه ارومیه به پا خاسته اند، برماست که آنها را تنها نگذاریم و با همکاری و همیاری با یکدیگر در حفظ این سرمایه ملی بکوشیم. خشک شدن دریاچه ارومیه منجر به وقوع فاجعه های جبران ناپذیر زیست محیطی خواهد شد که اثرات آن گریبان همه ی مردم ایران را خواهد گرفت.

جامعه وبلاگنویسان سبز ضمن حمایت از ایستادگی پرشور مردم آذربایجان، دیگر مردم کشور را به مشارکت در برنامه های اعتراضی مربوطه دعوت کرده و پشتیبانی خود را از برنامه های اعتراضی آتی به منظور هماهنگ سازی برای سراسری نمودن این اعتراضات اعلام می دارد.

امید است با پیوستن اقشار مختلف مردم به این اعتراضات، شاهد یک حرکت بزرگ در راستای حفظ سرمایه ها و منافع ملی کشور عزیزمان باشیم و گامی اساسی در راستای همدلی و همراهی ملی برداریم.

جامعه وبلاگنویسان سبز- 20 شهریور 1390

پاسخ «جامعه وبلاگ نویسان سبز» به بیانیه مقدماتی «شورای هماهنگی راه امید»

                                      

جامعه وبلاگنویسان سبز:پیرو فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید به منظور مشارکت عموم مردم در تصمیم گیری برای شرکت (مشروط ویا غیر مشروط) و یا عدم شرکت در انتخابات مجلس، ما جمعی از وبلاگنویسان سیاسی کشور با هم فکری و پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر، نظر جمعی خود را به عنوان بخش کوچکی در جنبش سبز ایران تدوین نموده که لازم دانستیم تا آن را به اطلاع شورای هماهنگی راه سبز امید و مردم عزیز کشورمان برسانیم.

به قطع وظیفه ی تک تک اعضای جنبش آزادی خواهی مردم ایران است که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس و با مرور روند طی شده در دو سال اخیر نسبت به تصمیم گیری در مورد شرکت و یا عدم شرکت در این انتخابات اقدام نمایند. ما که همواره در طول دو سال گذشته کم و بیش جریانات و اتفاقات سیاسی-اجتماعی کشور را رصد می کردیم، به سهم خود پس از انجام بحث هایی پیرامون انتخابات آتی مجلس و با در نظر گرفتن رفتار حکومت و حاکمان و برآیند حرکت سیاسی جامعه، به یک جمع بندی مقدماتی رسیدیم.

قابل انکار نیست که اقدامات دور از خرد حاکمان در قبال معترضین به انتخابات سال 88 کار را به جایی رسانده که جمعیت قابل توجهی از معترضین، اکنون به طور کلی مشروعیتی برای حکومت کنونی قایل نیستند. جمعیتی که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

ما تحقق شروط منعکس در بیانیه مقدماتی شورا، که در هماهنگی با شرایط پنجگانه ی بیانیه ی 17 میرحسین موسوی است را به عنوان حداقل خواست های خود می دانیم و از شورا تقاضا داریم مادامی که نسبت به اجرای تمامی این شروط از سوی حاکمان اقدامی جدی صورت نگرفته است، هرگونه اعتماد به حکومت را مردود بداند. به نظر ما آگاهی بخشی در مورد شرایط انتخابات آزاد و بویژه افشاگری در مورد عدم صلاحیت حاکمیت برای صیانت از آرای رای دهندگان می تواند با استفاده از فضای انتخاباتی در ماههای آتی مورد توجه قرار گیرد. لازم به ذکر است در جامعه وبلاگنویسان سبز، اکثریت قریب به اتفاق اعضا امیدی به تغییر روند موجود نداشته و با شرایط کنونی کشور، تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند. به گونه ای که اکثریت آنها به طور واضح خواستار تحریم انتخابات هستند.

شورا توجه داشته باشد که اطلاع رسانی گسترده برای انجام هرگونه اقدام هماهنگ در مورد انتخابات آتی به زمان قابل توجه ای احتیاج خواهد داشت. لذا ما از شورای هماهنگی راه سبز امید خواستاریم تا با در نظر گرفتن این مهم و پس از دریافت نظرات دیگر اقشار مردمی، گروههای سیاسی و نهادهای مدنی در زمان مناسب جمع بندی نهایی را به انجام رساند و به موضعگیری اقدام نماید.

جامعه وبلاگنویسان سبز-24 مرداد 90

بـبـیـن !

ببین ! ، اصلا لازم نیست برای راحت شدن از شر یک نظام سلطنتی که از در بیرون میکنی از پنجره میاد تو :
بروی و فقیه بشوی ، دروس خارج فقه را بگذرانی ، تمام تجزیه تحلیلهای حقوقی را یاد بگیری، دانشگاه بروی و علوم سیاسی یا … را بخوانی ، بروی دنبال اثبات اینکه اساسا اسلام دین خشونت است ، دین وحشیهاست و … ،  هیچ کدام لازم نیست .

ببین ! ، خود تو یک زمانی نبودی ، الان هستی ، فردا ممکن است نباشی ، بالاخره یک روز از این دنیا میروی ، پس بودن تو ، وجود داشتن تو ، برای این دنیا ضروری نیست ، سلطنت پهلوی در دوره قاجار نبود ، الان هم نیست ، پس وجودش ضروری نبود ، این گونه نبود که اگر پهلوی نباشد کشور ایران بدون حکومت بماند .

جمهوری اسلامی هم زمانی نبود ، یک روز هم میرسد که رژیم دیگری در ایران سرکار باشد و آب از آب تکان نخورد ، پس این نوع حکومت هم رفتنی است ، اگر خودش را به خدا و اسلام چسبانده برای همین است که من و تو وحشت کنیم : » مگر میشود چیزی که اسلامی است برود ، رژیمی که به خدا متصل است برود » ، بله میشود ، این رژیم هم میرود .

» هر چیزی که زمانی نبوده ، زمانی هم میتواند نباشد «

…….