صـاحـبـش اومـد !

قدیمها وقتی دو نفر سر یک مال بی صاحبی دعوا میکردند و از دور صاحب مال را میدیدند یک دفعه یکی از دونفر یا شخص دیگری میگفت : «صاحبش اومد»  و طرفین پا به فرار میگذاشتند ! :

 

 

 

 

 

تعجب میکنم که چرا همه با تعجب ، اعتراض میکردند که : چرا  رژیم بخاطر  چند  جوان با اسباب بازی آب پاش ، نیروی انتظامی و بگیر و ببند ، راه انداخته !؟

 این اسلحه های پلاستیکی آب پاش زودتر از اسلحه های راست راستکی ! و شگردهای خلقی یا اصلاحاتی و …. هر رژیمی را از پای درمی آورد !

چرا ؟!  ، خوب معلومه دیگه ! ، بخاطر اینکه :  این ، جزئی از زندگی این بچه هاست و زندگی این همه بچه را نمیشود از دست شان گرفت .

 

 

 

 

خوش آمدید ، از این به بعد با شما

فامیلی تراپی درون حاکمیت

مقدمه :

حقیقتش اگر توهم توطئه  یا ساده اندیشی بیش از حد ، نباشد ، تا حدودی به سیاستهای دولت  مشکوک هستم یعنی فکر میکنم یک سیاست مرموزانه و بسیار پیچیده پشت بعضی تصمیمات این دولت نهفته است ، نه این که لزوما سیاستهای بدی یا مضر به حال مردم باشد ، گاهی شاید نیت خوبی درپس این سیاستها بوده  یا منجر به نتیجه خوبی گردد . ( مشابه این مورد که یکی از بزرگان در انتقاد از رئیس دولت  فرمودند : مرتب میگویند » آقا » ، آدم فکر میکنه منظورشان » آقا » است   ولی بعدا (مثلا بعد از حداقل شش سال !) میبینیم منظورشان کسی دیگر است !؟ .

خانواده (حاکمیت) درمانی :

سال 1368 بعنوان پزشکیار در بیمارستان فارابی اصفهان بصورت داوطلبانه برای ارائه خدماتی به مجروحین جنگی بستری در بخش روانپزشکی مجروحین جنگ (به زبان خودمانی عوارض موج انفجار) مشغول به خدمت گردیدم ، در این رهگذر به مطالعات موضوع مورد علاقه ام ، روانشناسی بالینی و روان درمانی ، برای آشنایی بیشتر با بیماران تحت درمان و نیز درمان افسردگی مزمن لعنتی ! خودم که بی ارتباط با جنگ  نبود ، پرداختم .

کتابی بنام خانواده درمانی بدستم رسید ، با وجودی که با کار مورد نظر زیاد در رابطه نبود ولی چون مسائل روانی با قیاس قابل فهم تر میشوند ، مطالعه کردم ، در قسمتی از کتاب برای حل مشکلی که بیشتر زوجهای جوان  برای اولین نوزادشان با آن روبرو هستند راه حل جالبی ارائه نموده بود :

وقتی یکی از اعضای مسن خانواده مثل مادر زن یا مادر شوهر با توجه به آتوریته ای که دارند به خودشان حق دخالت در امور نوه اشان را میدهند و مرتب امر و نهی میکنند و مادر یا پدر نوزاد را دچار دست پاچگی و سردرگمی نموده در روند نگهداری یا تربیت کودک اختلال ایجاد میکنند بهتر است با هماهنگی مابین پدر و مادر به طور رسمی مسئولیت کامل نگهداری از کودک را به این فرد مسن که مخل تربیت کودک است بسپارند و سایرین فقط از لطافت های کودکانه وی (بطور مثال بازی ، ناز و نوازش یا در آغوش کشیدن کودک) بهره مند شوند .

بدین ترتیب پس از چند روز یا چند بار تعویض کهنه بچه ، فرد مسنی که مدعی تربیت و نگاهداری بهتر از کودک است صرفه را در شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت دیده و کاملا بچه را به والدینش میسپارد و از ترس مسئولیت ، از آن پس ، کمتر در امور نوه اش دخالت مینماید ! .

در ادبیات خودمان به نوعی این سیاست را داریم : » گر تو بهتر میزنی بستان بزن »  یا داستان تامین غذای نهنگ توسط یکی از پیامبران .

با توجه به داستان فوق در مورد واگذاری وزارت نفت توسط آقای احمدی نژاد به برادران پاسدار که امروزه بیشتر نقش مدعی در اداره کشور و دفاع از کودک جمهوری اسلامی و سایر دست آوردها  را بازی میکنند ، بی اختیار به یاد این سیاست درمانی می افتم !؟

البته موارد تداعی کننده با آن کتاب بسیارند از قبیل وقتی که زن خانواده از بی مبالاتی شوهرش گلایه میکند و او را متهم به عدم رعایت حقوق دیگران ، تندتند غذا خوردن ! ، ریخت و پاش بسیار ، بی مبالاتی و … مینماید ، بنا به تشخیص نویسنده ، درمانگر بایستی نتیجه بگیرد که بین زن و شوهر مشکلات زناشویی  به مرحله بحرانی رسیده و بدنبال رفع آن باشد .

ربط دادن این مشکل بین مدیران خانواده با اختلاف بین مدیران خانواده بزرگ (حاکمیت)  و هم چنین سیاستهایی که توسط دولت ابتدا اجرا ولی سپس با آن مخالفت میگردد ، را بعهده خوانندگان عزیز میگذارم ، تا حدس بزنند چه سیاستی جهت حل این مشکل در سطوح کلان  توسط جریان انحرافی بر اساس کتاب فامیلی تراپی فوق الذکر !  تهیه و جهت اجرا ابلاغ گردیده  .