خودکشی و دینخویی

بین خودکشی و دین خویی چه نسبتی برقرار است ؟

برای این که فردی مبادرت به خودکشی نماید ، ناگزیر :

بایستی گونه ای دینخویی داشته باشد

نوعی نگاه دینی و جهان بینی دینی

انتظارات دین مدارانه از جهان پیرامون

توقع و انتظار برپا بودن و حاکمیت نظم و عدالت و چارچوب معین  بر دنیا

بدون فرافکنی خودکشی ای رخ نخواهد داد

کسی که فرافکنی نمی کند ، خودکشی نیز نمی کند .

انتظار گرداننده ای آگاه و هدفمند که گردش امور دنیا را در دست دارد و با هر انسان روابط بخصوصی دارد .

بدون نگاه  دینی (آن چه در عالم واقع  تحت عنوان دینخویی شناخته می گردد ) داشتن به جهان خودکشی غیر ممکن است .

Advertisements

هفتاد و دو ملت

این همه آدم

اهالی هفتاد و ملت

به چه مشغول اند ؟

به چه دل خوش اند ؟

به  گمراهی یکدیگر  دل خوش اند ! .

خدا پرستی یا خداگونگی

شخصیت های پارانوئیدی که در انقلابات و تحولات اجتماعی بخاطر ویژگی های شخصیتی از قبیل :

مراقبت بیش از حد

عدم اطمینان و سوء ظن به دیگران

دقت و باریک بینی و موشکافی بیش از حد

….

ممکن است تا سطح رهبری انقلاب ها پیش بروند ، مانند بسیاری از شخصیت ها و رهبران بزرگ دنیا  ، در زمینه رابطه قلبی با خداوند بیشتر متمایل به خداگونگی و امتثال به خدا می باشند تا توسل و اتکای به خدا و خداپرستی .

رابطه اخلاق و دیانت

ادعای دسترسی و متدین بودن به دیانت عالمگیر ،

باور به ادیان و گزاره های محیرالعقول آن اکتسابی می باشد ،

نوعی یادگیری اجتماعی است ،

به هر حال ارتباط ذاتی و بی واسطه ای بین انسان و شارع ، پیامبر ، رسول و امام برقرار نیست .

بنابراین هر گونه اعتقاد یا بی اعتقادی به دین خاص ، ناشی از برداشت خود شخص می باشد .

ادعای متدین بودن به برترین و کامل ترین دین ، متضمن ادعای داشتن تشخیص برتر از دیگران ( که به آن دین ایمان نیاورده یا به ادیان دیگری ایمان دارند ) می باشد .

چنین ادعایی با توجه به روح حاکم بر اخلاق :  نوعی بی اخلاقی محسوب می گردد .

آن چه مانع دیدن این تناقض های آشکار توسط دینداران و دین خویان می گردد ، همانا دیوار بلند قداست است .

سیاست ما عین دیانت ماست !

مهدی خزعلی :

اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است

سانسور

سانسور : نوعی لجاجت بچگانه در برابر واقعیت است .
نپذیرفتن واقعیت ، تلاش برای تغییر واقعیت با پوشاندن آن ، نادیده گرفتن آن .
زندگی مملو از لحظات شرم آور و چندش آور است .
لحظاتی که وابستگی و حقیر بودن ما در برابر امیال به اصطلاح حیوانی را در برابر چشمان مان به نمایش می گذارد .
سانسور انکار این واقعیت هاست .
مشاهده زیبایی بجای لذت ممکن است شرمساری ناشی از وابستگی و تحسین را به همراه داشته باشد ، پوشاندن اجباری زیبایی های زنانه ، پوشاندن و مخفی نگاه داشتن این ضعف ها و وابستگی هاست .
حجاب بیش از آن که واقعیت آشکار بیرونی را بپوشاند ، راهی برای مخفی و انکار کردن ترس های درونی است .
برای مذهبِ مردسالار ، تاثیر زیبایی مردانه یوسف روی زنان ، گناه آلود و شرمسارانه نیست .
اما قرینه این داستان ، یعنی فریفته شدن مردان در برابر زیبایی زنانه ، که هر روز در عالم واقع تکرار می شود را سانسور کرده و به شدت با سنگسار و آتش دوزخ عقوبت می دهد ! ؟ .

ریاکاری

ریاکاری چیست ؟
آیا ، اساسا دین داری بدون ریاکاری امکان پذیر است ؟
آیا ریاکاری همان دین خویی است ؟
ریاکاری فرد چه آثار و عوارضی در زندگی اطرافیان و دیگران دارد ؟

آیا ریاکاری همان فرافکنی است ؟

نسبت و رابطه ریاکاری و فرافکنی چیست ؟

برائت نفس چیست ؟

سفسطه حفظ دین بوسیله طرد دین داران

سفسطه حفظ دین با طرد همه دین داران ، حتی خود فرد
با این همه تناقض در متون دینی و رفتار دین داران چگونه کسانی که این وضعیت را درک می کنند و چشمان شان را نمی توانند بر روی حقایق ببندند ، باز هم دین خود را حفظ می کنند ؟
نمی دانم از لحاظ آکادمیک تحت چه عنوان طبقه بندی شده است ، ولی روش اش این است : فرد همه دین داران حتی خودش را طرد و لعن می کند ، و با این کار ساحت دین را منزه نگاه می دارد ، انگار که دین را کسی به غیر از دین داران ساخته اند :
———————————————————-
سخن امام آزادگان و چراغ راه آزاد انديشان ا لا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه ليرغب المومن في لقا» الله محقا فاني لا اري الموت الا سعاده و لا الحياه مع الظالمين الا برما ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلا» قل الديانون آيا نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل دست برنمي دارند؟! به طوري که مومن حق دارد که به مرگ و ديدار خدا مشتاق باشد. به راستي، من چنين مرگي را جز سعادت و زندگي در کنار ظالمان را جز هلاکت نميدانم! همانا مردم دنيا پرستند ! ودين ازسر زبان آنها فراتر نمي رود ! ودين را تا آنجا که زندگي شان را رو به راه سازد ! و بچرخاند پيروي مي کنند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران اندک اند !؟ (تحف العقول ص: 245)

 

مردم دنیا پرستند
دین از سر زبان آن ها فراتر نمی رود
دین را برای چرخاندن زندگی شان پیروی می کنند
در عمل دین داران اندک اند
خوب !؟
پس این همه جنگ و جهاد و کشتار برای چه ؟
چرا به دنبال یک مکانیسم بهتر که بهتر از این جواب بدهد نرویم ؟
مردم چه تقصیری دارند ؟
مگر سرشت شان را خودشان سرشته اند ؟
اگر این چیزی که اسم دین الهی بر آن نهاده ایم باعث نمی شود که ایمان واقعی بیاورند و به سعادت برسند ، تقصیر آنها چیست ؟
تا چند قرن دیگر بایستی بزور شمشیر و سرنیزه و گلوله و کتک و شلاق ، این «دین» را پیاده کنیم و باز به این نتیجه برسیم که مردم به این دین ایمان واقعی نمی آورند ؟
خوب چرا یک فکر دیگه نمی کنیم ؟

کسی نیست بپرسه :
خوب حالا چه فایده ای داره این مجموعه اعتقاداتی که اکثریت قریب به اتفاق باورمندان اش واقعی نیستند ، دین شان زبانی است ؟
چرا مکانیسمی که با این همه کشت و کشتار و زور و جهاد ، در آخر تعداد باورمندان واقعی اندکی ! از توی آن بعمل می آید را اصلاح نکنیم ؟

فایده یا زیان کسب انرژی روانی مذهبی

يكي از فوايد مذهب و دين در زندگي آدم انرژي رواني است كه با احساس تعلق به گروه و جمعيت متعصبين دفاع كننده از حريم مذهب به ما دست ميده
از يك طرف اينكه افراد با تعصب از دين شان دفاع ميكنند ، نفس بودن در اين گروه و جزو آنها به شمار آمدن به آدم احساس برتري و تشخص ميده
احساس اينكه هم دينان و هم مذهبان همه با تعصب و حرارت از دين شان و احيانا از همدين شان دفاع ميكنند ، به آدم حس خيلي بهتري ميده بخصوص به ما آدمهايي كه در اين جامعه ماشيني و سراپا دروغ از همه جا اميدمان بريده و خودمان را جزو هيچ گروهي احساس نميكنيم ، تصور اينكه جزو گروهي هستيم كه تا سرحد مرگ از دين مان و هم دين مان و مظاهر و اسطوره هاي ديني مان دفاع ميكنيم چه احساس آرامش بخش و امنيت آوري است
ضمن اينكه با قرار گرفتن در موضع حق ميتونيم با خيال راحت به هرچي ناحقه بتازيم و آنها را به لجن بكشيم و اتفاقا منطقي هم هست ، چون بسیاری از  دينداران

، در بيشتر جوامع و در بيشتر امور جزو پرهيزگاران هستند
يعني مراعات انصاف ، حق و حقوق ، عدالت و … را تا حدودی **  مي كنند
يعني چون دزدي نميكنند ، به خودشون اجازه ميدهند حيثيت دزدها رو نابود كنند
چون چشم چراني نميكنند ، هركاري كه دلشون خواست با چشم چرونها ميكنند
چون حق كسي را غصب نميكنند (یا صحیح تر بگیم تصور میکنند که غصب نمیکنند ) در دفاع از حق ، به خودشون اجازه ميدهند به هر روشي كه بهتر ميدونند با كساني كه متهم به غصب حقوق ديگران (ولو موهوم و افسانه اي) هستند ، بدون ملاحظات انساني برخورد كنند .تا اينجاي كار خيلي خوبه و خيلي هم براي روحيه آدم استفاده داره و برد داره
اما باخت هم داره ، چطور :
از آنجايي كه ما همگي انسان هستيم و انسان جايزالخطاست ، خواه ناخواه در زندگي با شرايطي روبرو ميشود كه مشمول وضعيت همانهايي ميشود كه بي ملاحظه به آنها تهمت ميزده و لجن مالشان ميكرده
اون موقع ديگه سقوط آزاد شروع ميشه و يك دفعه خودش خودش رو به پايين ترين سطح درجات انساني تنزل ميده
بنابراين هرچند براي روحيه يك انسان ( بخصوص انسان سرگشته امروزي ) تمسك به دين و مذهب خيلي مفيده ولي زياده روي در برداشت از آن نيز ميتواند بسيار خطرناك باشد

بیانیه کانون وبلاگ نویسان: ما وبلاگ نویسان، شخص علی خامنه ای را مسئول حفظ جان حسین رونقی ملکی می دانیم.

بیانیه کانون وبلاگ نویسان: ما وبلاگ نویسان، شخص علی خامنه ای را مسئول حفظ جان حسین رونقی ملکی می دانیم..