ظلم بالسویه عدل است !

مفاهیمی در فرهنگ ما  وجود دارد که اعتقاد به آن ها باعث تداوم دایره و چرخه بسته استبداد دینی و پسرفت یا درجا زدن اجتماعی-شخصی مردمان جامعه ما می گردد :

یکی از این موارد باور عمومی مردم ما در مورد عدل و انصاف می باشد .

یعنی برداشت و تلقی عمومی ما از عدل و انصاف نامتناسب و غلط است ،

این باور غلط و نادرست خودش را در گزاره های رایج فرهنگ و زبان مان نشان می دهد ، شاخص ترین آن ها این گزاره می باشد :

ظُلم بالسَّویه عَدل است .

گزاره های دیگری نیز پیرامون این مفهوم بسته به فرهنگ هر منطقه و هر زبان وجود دارد ، مانند :

در چهارشنبه بازار یکی 5 ریال گم می کند ، دیگری 5 ریال پیدا می کند .

عزای عمومی عروسی است .

آت کیمین دیر ؟ قویانون ، دوُن کیمین دیر : گینون  ( جامه از آن کسی است که آن را پوشیده و مرکب از آن کسی که بر آن سوار است ) .

….

سنجش حق و عدل بر اساس موقعیت فرد نسبت به دیگران .

یعنی اینکه چنان چه پیرامون فرد افراد بدبخت تری وجود داشته باشند ، احساس بدبختی نمی کند .

از خداوند فرافکنی در این زمینه نمونه ای :

ار چه من در نظر یار خاکسار شدم  ،  رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند .

جای شکرش باقی است که رقیب نیز برنده نیست ! ؟

Advertisements